در حالی که داد میزد و میگفت: اه،همه کار هام رو باید خودم بکنم،به سمت توالت روانه شد.
اجازه بدید کمکتون کنم
اوت 7, 2011 بدست حالا هر چی
نوشته شده در حالا هر چیز شعری | 6 دیدگاه
6 پاسخ
پاسخی بگذارید لغو پاسخ
fly my little bird
…
Blogroll
- BIG FISH
- Fcuking Wasted
- myminimals
- ranitidine
- stripped off
- the last melpomene
- universal emptiness
- قاصدک
- قزل الایتان را اینجا سید کنید
- من بچه ملا 25 سال دارم
- مونولوگ
- میمیمال
- میعادرلجن
- چند خط برای خواندن
- نیکات
- هویجی برای خرگوش ذهنت
- هالو کوچولوی اسفندی
- یوز پلنگانی که با من دویده اند
- کند ذهن بیش فعال
- کوتلاس
- کوته نوشت
- گوسفند ارمانگرا
- پریشان گویی های فلان بن هیچکس
- پشه خوشبختی
- where the truth lies
- آقای صفر و نیم
- آخرین وسوسه های من
- آشیق سر سونت
- افاضات
- اندرمال
- اتاق تمام فلزی
- احساس چگونگی مزمن
- از دانه تا درخت
- اسهالیات بوسهل مراوی
- اسپایدرمرد
- تفتستان
- تاملات نا بهنگام
- تراموا
- حس یازدهم
- خوابهای یک دیوانه در جهان مسطح
- خرمگس خاتون
- خرمردرند
- دیفال مستراح
- در قند قزل آلا
- روزگار خانم شین
- راننده تاکسی
- راه رفتن مرد مرده
- رساله صد فرمان
- زن سان
- زکی پدیا
- زرافه ای در میان جمع
- سه روز پیش
- سی و پنج درجه
- سر خلا باسن لخت
- شما قضاوت کنید
- شراگیم
پیوندها
بایگانی
- فوریه 2012 (2)
- دسامبر 2011 (1)
- اوت 2011 (2)
- ژوئیه 2011 (1)
- ژوئن 2011 (2)
- مه 2011 (5)
- آوریل 2011 (3)
- مارس 2011 (5)
- فوریه 2011 (2)
- ژانویه 2011 (2)
- دسامبر 2010 (1)
- نوامبر 2010 (10)
- اکتبر 2010 (5)
- سپتامبر 2010 (10)
- اوت 2010 (19)
- ژوئیه 2010 (13)
- ژوئن 2010 (4)
- مه 2010 (6)
- آوریل 2010 (7)
- مارس 2010 (1)
- فوریه 2010 (17)
- ژانویه 2010 (18)
- دسامبر 2009 (1)
دستهها
- Uncategorized (4)
- حالا هر چیز شعری (136)
فرا

دارم خطر سروش حبیبی شدنتو احساس می کنم: با فریاد به سمت دستشویی قدم زنان!!! گفت
(تو مایه های به ارباب خود چپ چپ نگاه کنان!!! بیرون رفت)
hala ki hast in soroosh khan? khosh tipe?
شما در اين مورد ميتونيد رو كمك من حساب كنيد
لگن بیارم خدمتتون؟
چرا دیگه نمی نویسی؟؟؟
واقعن آدم دردشو به کی بگه؟