برای من یکی، شما تصمیم بگیرین

بدست sara

دیروز من و مدیر، وسط شرکت هم را پاره کردیم. من جیغ زدم و مدیر داد، من گریه کردم مدیر یک نیم‌چه سکته. کیفم رو برداشتم که برم، گفت اگر رفتی برنگرد، گفتم نمی‌گردم. بعد دوباره داد زد و من دوباره جیغ زدم و گفت حالا یا برو بیرون یا برگرد بشین پشت میزت. اون لحظه من نبودم که تصمیم گرفتم، پاهام بودن، بی‌که نظر من به تخم‌شون باشه.برگشتم ونشستم پشت میزم. وقت رفتن مدیر بغلم کرد، گفت تو عین منی، گفتم شما بدتر از منی، گفت من چی‌ام؟ گفتم هر چیزی که منم شما بدتری. گفت بوس؟ گفتم من بوس کنم یا شما؟ گفت من.روبوسی کردیم و تموم شد.

باید اختیار تصمیم‌گیری رو، به کل بدم دست پاها، یا هر کدوم دیگه از اعضا حتی اسمش رو نبرها. که اگر به خودم بود، الان باید می‌گشتم دنبال کار.. 

Advertisements