جایِ نقطه‌های من علامت سوال نگذارید. سوال یعنی انتظارِ جواب

بدست sara

این تارهای ضخیم رو کجایِ زندگی پیچیدم دورِ دست و بالم. کجایِ این پیله درِ پروانه شدن رو گذاشتم. اولین بار کِی باورم شد همون بهتر که اومدن‌ش رو نگم که رفتن‌ش رو هم نفهمن. کجا فرو رفتم تو این خلوت ودر سایه عاشق شدم و در خلوت دوست داشته شدم و عکسِ دونفره کم اومد تو زندگیم. کجا رسیدم به این که دردِ تنهایی رو تنها تحمل کردن راحت‌تره. که رفتن‌ها نه غمگین، که تحقیرم می‌کنن و کجا ترسِ این حقارت از ته رابطه‌هام رسید به سرشون، به همون سلام اول. چطو ذره ذره خم شدم که امروز این منم که پیشنهاد می‌دم با همیم اما تو با هر کس که خواستی و من با هر که خواستم و نمی‌شکنم. کجا زهرِ طعنه «پس چی شد اون همه عاشقی» ها زد به ریشه وصف‌العیش‌هام، کیا نشسته بودن دورم که خنده‌هایِ سرزده از خاطره شیرینِ شبِ پیشم رو خوردم و جایِ وصف بوسیدنش وصفِ تب رو کردم بهونه نبودنم. کجا خفه‌گی پیشه کردم. کجا دوزاری افتاد به اینکه آمد و شد نداریم عزیزِ من و هرچی هست آمد و رفته و بوق خورد. کجا این گوشی رو برداشتم. کجا من شدم و لاکم و مهمان که رسید، چراغ‌ها رو خاموش کردم

 

Advertisements