کجا دانند حال ما، سبک‌بالان ساحل‌ها

بدست sara

خفیف از حوالی ناف شروع میشه و پخش میشه و هر چه شعاعش بیشتر میشه قوی‌تر میشه. مثل حلقه‌های هم‌مرکز بر سطح آبِ راکدی که یک قطره آرامشش رو بهم زده. انگارانگشت‌های دست رو غنچه کنی روی زانو و آروم بازشون کنی و انگشت‌های باز شده زانو کم بیارن و در هوای اطراف زانو معلق بمونن، از حوالی ناف شروع میشه و کمی‌ش بعدِ پهلوها در هوا غوطه‌ور میشه و باقی‌ش، راه می‌گیرن به سینه و بعد به گلو. مثل زلزله که تا پنج ریشترش رو تاب بیاری اما فرق بین پنج و هفت، فرق بین یک و سه نیست، دو ریشترش با دو ریشتر برابر نیست و به گلو که می‌رسه، انگار هفتش شده باشه نه و پاپانی در کار نیست.سینه‌ت این موج رو به سلامت رد کنه موج بعدی از ناف رسیده. این اضطراب لعنتی. این لحظه‌هایی که نمی‌دونی یک لحظه بعد چی قراره پیش بیاد.

 

 

 

 
Advertisements