سوتین من کجاست؟

بدست sara

تعریف کرد که یک‌بار کنار استخر عرق خورده بودن. آفتاب و آب و عرق دست به دست داده بودن و کارش کشیده بود به گلاب به روی شما. دوستاش شسته بودنش و لباس تمیز تنش کرده بودن و خوابونده بودنش و بعد، نیم ساعت یک‌بار بیدار میشده و خودش رو می‌رسونده به جمعیت و مستِ مست داد می‌زده: سوتین من کجاست؟ سوتین منو بدین ممه‌هام آویزونن. حالا سوتین کجا بوده؟ تن‌ش.

من؟ همه خندون، همه گردش همه تفریح، همه آدم‌های زیبا کنارم و من کنارشون در زیباترین حالت‌م اما اون زیر، در واقعیت زندگی، پرم از ممه‌های آویزون. ممه های آویزونی که جا خوش کردن پس و پیش ذهنم و وسط قهقهه‌های مستی و سرمستیم، نهیب می‌زنن که هی، حواست هست؟ ما آویزونیم، ما زشت و بدریختیم و هستیم. بالابری، پایین بیای، رقصی چنان میانه میدان هم که کنی، یادت بیفته که همیشه این زیر نخواهیم موند، که یکروز، یکجا، یک نفر به همه خواهد گفت که فلانی؟ می‌دونستی ممه‌هاش خیلی آویزونن؟

گمان نکنم تنها باشم، همه ما پشت همه جذابیتمون گره‌ای داریم، گره‌هایی داریم، خانواده‌ای متلاشی، عقده‌ای شخصی، حافظه‌ای  ترکیده، دانشی که واقفیم به نداشتنش، عشقی شراکتی، اعتماد به نفسی کم، همه ما پریم از ممه‌های آویزون و در نهایت، نظر مرا بخواهید، همین لباس زیباست نشان آدمیت. برای من آدم‌ها همینن که میخوان به نظر برسن. شما هم بکوشید عظمت در نگاه‌تون باشه. 

Advertisements